سوز، سواد و سلیقه؛ سه ضلع طلائی و بنیان سهگانهی مدیریت

در جهان پیچیده و پرشتاب امروز، دیگر کارگزاری صرفاً با تکیه بر قدرت اداری یا تجربه اجرایی موفق نخواهد بود.
به گزارش دیده بان صمت؛ جامعه معاصر از کارگزار خود چیزی فراتر از مدیریت روزمره انتظار دارد؛ او باید آمیزهای از سوز، سواد و سلیقه باشد؛ سه سرمایهای که هر یک به تنهایی ارزشمندند، اما تنها در کنار یکدیگر، کارگزار مطلوب را میسازند.
۱ _ سوز :
سوز، همان دردآشنایی و احساس مسئولیت است. کارگزاری که از رنج مردم بیخبر باشد، هرچند مدیر توانمندی باشد، از حقیقت خدمت فاصله دارد. سوز، نیروی محرکهای است که خدمت را از یک وظیفه اداری به یک رسالت انسانی تبدیل میکند. بدون سوز، تصمیمها بیروح، سیاستها بیاثر و مدیریت بیثمر خواهد بود.
۲_ سواد :
سواد، ستون عقلانیت در حکمرانی است. دوران آزمون و خطا گذشته است. تصمیمگیری امروز نیازمند دانش، تحلیل، آیندهنگری و شناخت دقیق تحولات داخلی و جهانی است. کارگزار کمسواد، حتی با نیت خیر، ممکن است هزینههای سنگینی بر جامعه تحمیل کند؛ زیرا خیرخواهی بدون دانایی، گاه از نادانی خطرناکتر است.
۳ _ سلیقه :
و اما سلیقه، هنر به کارگیری سوز و سواد است. سلیقه یعنی تشخیص زمان، شیوه و اولویت اقدام؛ یعنی توان ایجاد تعادل میان قانون، اخلاق، فرهنگ و اقتضائات جامعه. بسیاری از مدیران دانش دارند و انگیزه نیز دارند، اما فقدان سلیقه، دستاوردهای آنان را کمرنگ یا حتی معکوس میکند. سلیقه، عقل عملی و زیباییشناسی مدیریت است؛ همان عنصری که از یک مدیر، شخصیتی الهامبخش و اثرگذار میسازد.
کارگزار مطلوب دوران معاصر، نه صرفاً مدیر است و نه تنها متخصص؛ او انسانی است که با سوز میاندیشد، با سواد تصمیم میگیرد و با سلیقه عمل میکند. اگر یکی از این سه ضلع غایب باشد، مثلث حکمرانی ناقص خواهد ماند؛ سوز بدون سواد به احساسزدگی، سواد بدون سوز به بوروکراسی سرد، و هر دو بدون سلیقه به ناکارآمدی میانجامد.
امروز بیش از هر زمان دیگر، آینده جوامع در گرو پرورش کارگزارانی است که این سه ویژگی را همزمان در خود جمع کرده باشند؛ زیرا توسعه پایدار، اعتماد عمومی و سرمایه اجتماعی، نه با شعار، بلکه با حضور چنین کارگزارانی شکل میگیرد و تداوم مییابد.
به قلم دکتر شفقی مولان



